در جنگ ما را کربلا خواندند ، خوزستان
آن روزها 1 ما اروند ما و هور ما
سیراب بودند
ما کربلا بودیم
از تشنگی نه بس که خون دادیم
امروز هم ما کربلاییم
اینبار اما تشنه ی تشنه
یک جورهایی کربلایی تر شدیم انگار
جای شکایت نیست از کربلا بودن
اما یزیدی مسلکان آب بر
باید بترسند
اطفال نخلستان ما در گیر و دار مرگ در گیرند
دارند می میرند ماهی ها
کارون ما مصداقی از یک مشک خشکیده است
ما قلبهامان خیمه ی در آتش و دود است
گرد و غبار جنگ مشهود است
باید یکی مردانه برخیزد
باید چنان عباس غیرت داشت
این سرزمین خط مقدم بود تا دیروز
خط مقدم هست تا فردا
ما در عمل اهل ولایت بوده و هستیم
ثابت قدم در راه و آماده
بی آب و بی نفس حتی در احتضار
تکلیف ما این است آقایان
تکلیف آقایان نمی دانم...
علیرضا نجفی
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 14:7 توسط علی رضا |
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
تاريخ: يکشنبه
10 دی
1396 ساعت: 1:46