کاش می مردم نمی دیدم که دیگر نیستی
تازه فهمیدم چه ها کردی برادر کیستی
مخلصی بی مثل و مانندی که در راه خدا
تا ابد شد جاودان سبکی که سید، زیستی
حال ما مانند ایام محرم غرق غم
جنس اندوهت به ما فهماند سید چیستی
کار کردی کار با اخلاص و در تشییعتان
نمره ات را مردمان دادند سید، بیستی
دور شد از نام و از نقشی که در عالم زدی
تا ابد رنگ فراموشی ،نبودن ،نیستی
خستگی شد خسته از بس سعی می کردی به جان
دائما در راه 1 فارغ از هر ایستی
رفته ای من ماندها م با حسرتی ناگفتنی
کاش می مردم نمی دیدم که دیگر نیستی
علیرضا نجفی
خرداد ۱۴۰۳
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد