چقدر ساده و خاکی چقدر افتاده
رها ز رنگ تعلق اصیل و آزاده
برای حاجت مردم گشاده رو ،خندان
همیشه پا به رکاب و مداوم آماده
بصیر و اهل ولا اهل زهد و با تقوی
رفیق منبر و محراب و مهر و سجاده
تو مثل آب روانی زلال و ما بی تو
شبیه ماهی بیرون از آب افتاده
مجاهدی که نبودش خسارتی سنگین
نماد فضل و تعهد امید آینده
پیام حضرت آقا به ما نشان داده
چه اتفاق عظیمی به شهر افتاده
چه غفلتی که تو بودی و ما ندانستیم
خدا چه نعمت خوبی هدیه مان داده
دلم شبیه چراغی که از نفس افتاد
به روی شانه ام انگار، کوه افتاده
علیرضا نجفی
فروردین ۱۴۰۱
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد