خرید بک لینک


باز امشب بساطمان جور است
غصه از جمع عاشقان دور است
هرکجا پای می نهی عشق است
قلبمان شاد و سینه مسرور است
طبع فرهاد شعر شیرین است
حال شاهنشه غزل شور است
ماه در آسمان مکرر شد
شب از این پس تنوره نور است
دیدگان فرشتگان روشن
چشم شیطان بوالهوس کور است
آمدی حال ما از این شادی
حال موسی و آتش طور است
از شراب نگاه سرمستت
هر کسی خورده مست و مخمور است
هر زلیخای پیر در این عید
جلوه ای از شمایل حور است
عقل را وانهید دلداران
عقل در این بساط معذور است
کربلا زاده می شود امشب
کربلا راز و ستر مستور است
آمد ای دوستان حسین امشب
شهر مانند بیت معمور است
خار در این چمن پس از عشقش
نرگسی دلربا و مغرور است
آب معنای دیگری گردید
آب در کربلا چه مشهور لست

علیرضا نجفی
اسفند ۹۹

برچسب: نویسنده: آرین اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:24

صفحه بندی